تبليغاتX
اگه عشق گناست میخوام گناه کار باشم

اگه عشق گناست میخوام گناه کار باشم

حامد محسنی

تقدیم به عزیز ترین کسم----عزیزم دوستت دارم

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

هر چي بته به خاطرت کوبوندم و شکوندم
خودمو تو چشم مست تو آتش زدم، سوزوندم
به عشق ديدن گل روي تو اينجا موندم
بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

به مژگان سيه کردي هزاران رخنه در دينم
بيا کز چشم بيمارت هزاران درد برچينم

بين نماز ظهر و عصرم استخاره کردم
خوب اومده مبارکه دور سرت بگردم
اگه به من وفا کني؛ حاجتمو روا کني
بين تموم عاشقات، نذر منو ادا کني
يه کاسه گندم مي ريزم تا کفترارو سير کنم
واست مي ميرم انقدر تا دلتو اسير کنم
به پات مي شينم شب و روز، تا با تو عمرو پير کنم

تو مکه عشقي و من عاشق رو به قبلَتم
من اولين قربوني عيداي فطر کعبَتم
مي ميرم از عشق چشات اگه ندي تو حاجتم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

تقدیم به آقا حامد

                   لبت را می مکم خواهی نخواهی    

                                             من تریاکی عشقم به شیرینی هوس دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1384ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم تقدیم به عزیز ترین کسم

۱۰۰۰مرتبه در ۹۰۰جمله ی عاشقانه در ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زبان در کنار ۶۰۰ نفر مطرح نمودم ۵۰۰ نفر آنها ۴۰۰ جمله مرا به ۳۰۰ زبان در۲۰۰ برگ ترجمه کردند و ۱۰۰ بار برای توروزی ۹۰ مرتبه روزی ۸۰ دقیقه خواندم و  ۷۰ بار گفتی و ۶۰ بار در روی ۵۰ مرتبه برای خودت تکرار کردی۴۰ تای آنها را آموختی و پس از ۳۰ روز ۲۰ مرتبه از تو سوالی کردم ۹ مرتبه به ۸ سوال  من ۷ بار جواب رد در فاصله ۶ روز دادی ۵ نامه نوشتم ۴ بار به زیارتت آمدم ۳ ساعت سرودی عاشقانه خواندم ۲ ساعت خواهش کردم تا ۱ بار گفتی:

دوستت دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از چنتا از دوستان که برای من ارسل کردن

زندگي شهد گل است زنبور زمان مي خوردش
ياد اون روزون

انچه باقي مي ماند عسل خاطر هاست ...
دوست داشتن کسی که

دوستت ندارد مصرف عشق است....

 

در آن چشمان زيبا عشق و ناز است
خوشا چشمی که بر چشم تو باز است
اگر در سينه ات دل نيست، غم نيست
همان چشمان تو عاشق نواز است

 

سلام....
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم...
خودم رو با تو قسمت كردم
تو رو سهم تمام روياهام كردم
انصاف نبود...
تو كه ميدونستي با چه اشتياقي
خودم رو قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي..!
براي خداحافظي خيلي دير بود
خيلي دير...
بلاگت قشنگه....
خوشحال میشم به منم سری بزنی....
منتظرتم....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از چنتا از دوستان که برای من ارسل کردن

زندگي شهد گل است زنبور زمان مي خوردش
ياد اون روزون

انچه باقي مي ماند عسل خاطر هاست ...
دوست داشتن کسی که

دوستت ندارد مصرف عشق است....

 

در آن چشمان زيبا عشق و ناز است
خوشا چشمی که بر چشم تو باز است
اگر در سينه ات دل نيست، غم نيست
همان چشمان تو عاشق نواز است

 

سلام....
براي رسيدن به تو
پا پيش گذاشتم...
خودم رو با تو قسمت كردم
تو رو سهم تمام روياهام كردم
انصاف نبود...
تو كه ميدونستي با چه اشتياقي
خودم رو قسمت ميكنم
پس چرا
زودتر از تكه تكه شدنم
جوابم نكردي..!
براي خداحافظي خيلي دير بود
خيلي دير...
بلاگت قشنگه....
خوشحال میشم به منم سری بزنی....
منتظرتم....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 12:47 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

این شعر رو یکی دیگه از دوستام غلامرضا جون برام فرستادن

هر کس بطریقی دل ما میشکند

بیگانه جدا دوست جدا میشکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست

من در عجبم دوست چرا میشکند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 12:42 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر از اقا نیما که برام نوشتن وبرام فرستادن مرسی

خداوندا تو گفتی که نامردان بهشت را نمی بینند

                                               ولی من دیده ام که نامرد نامردی با خون یتیمان کاخ می سازد

خداوندا تو گفتی که اگر شهوت بر آدم حکم فرماید

                                                                    خود با صلیب خشم خود او را مصلوب می سازد

ولی من دیده ام که پسر بچه ای با چشمان شهوت وار

                                                                           بر اندامبرهنه مادر خود می نگرد

                   اگر مردانگی این است نامرد نامردم اگر دستی بر قرآنت بزنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از طرف من به کسی که میدونه دوستش دارم----البته اگر نگه خالی(khali)

تو را

در بهار صدا کردم

نامت گلی شد

ميان دست هايم خنديد

***

تو را

در تابستان خواندم

يک آفتاب در چشم من گريست

***

تو را

از پاييز پرسيدم

درختی راز خويش را

به خاک گفت

***

نشان تو را

از زمستان پرسيدم

بغض تمام پرندگان

     باران شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از طرف من به کسی که میدونه دوستش دارم----البته اگر نگه خالی(khali)

((خستگی ))

 

می روم تا گم شوم

در میان همه غم هایم

  دلی از دریا دارم

ولی

افسوس که قایقی در آن نسیت

                                                ...

دیگر مرا نخواهی دید

در میان ای همهمه سکوت

  که از هنجره من فریاد می زند

           خسته ام

                              خسته

                                                      خ س ت ه

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 0:43 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از طرف من به کسی که میدونه دوستش دارم----البته اگر نگه خالی(khali)

دیوانه وار بود زندگی من

 دیوانه وار

دیوانه وار گریستم

دیوانه وار خندیدم

..........

و می خواهم بمانم آنچه که هستم

و باشم تا همیشه

دیوانه وار می رقصم زیر بارون

دیوانه وار می خوانم از تو

دیوانه وار می میرم برای تو

دیوانه وار

دیوانه وار 

دیونه وار 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از طرف من به کسی که میدونه دوستش دارم----البته اگر نگه خالی(khali)

خواستم ولی چه کنم؟!

 
خواستم زندگي كنم  ........ راهم را بستند
به ستايش روي آوردم ...... گفتند خلاف است
به عشق روي آوردم ....... گفتند گناه است
خنديدم ...................... گفتند كودكانه است
گريستم ..................... گفتند ديوانه است
و حال كه در عزاي عشق نشسته ام و هيچ نمي گويم

همه گويند كه ..... هي !!  فلاني عاشق است ؟؟؟

ولی .... نه . عاشق نیست

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم چند شعر قشنگ از طرف من به کسی که میدونه دوستش دارم----البته اگر نگه خالی(khali)

عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،
بلکه نداشتن کسی است که البفای دوست داشتن را برايت تکرارکندو تو از او رسم محبت بياموزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه گذاشتن سدی در برابر روديست که از چشمانت جاريست.
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه پنهان کردن قلبی ست که به اسفناک ترين حالت شکسته شده .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه نداشتن شانه های محکمی ست که بتوانی به آن تکيه کنی و از غم زندگی برايش اشک بريزی .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه ناتمام ماندن قشنگترين داستان زندگی ست ،
که مجبوري آخرش را با جدائی به سرانجام رساني .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه نداشتن يک همراه واقعيست که در سخت ترين شرايط همدم تو باشد .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه به دست فراموشی سپردن قشنگ ترين احساس زندگی ست .
عميق ترين درد در زندگی مردن نيست ،

بلکه يخ بستن وجود آدمها و بستن چشمهاست

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آبان 1384ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

با تشکر از دوتا از بهترین دوستانم آقا میثم و مریم خانم که این شعر را برام فرستادن برا ندا جون

دل تابه سحر ياد تو بود و تو نبودی
از جمله ياران تو بود و تو نبودی
گفتم به صلاحِ تو اگرزمزمه اي بود
شاه بيتِ غزل نام توبود وتونبودي
چشمم همه شب بردردل منتظرت بود
برسَردردل نام توبود وتونبودي
غوغايِ عجيبيست دراين مُغبچه بازار
هرجا كه روم صوتِ توبود وتونبودي
ازسعدي وحافظ همه شب پند گرفتم
غافل كه همه ذكرتوبود و تو نبودی

 وب سايت   

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 5:19 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  | 

اینم از طرف الیا جون که یکی دیگه از دوستای خوبمه مرسی الیا جون

پرنده ایی را که دوست داری رهایش کن   اگر عاشقت باشدبرمیگردد وگرنه هرگز عاشقت نبوده

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط حامد و الیا  |